جدیدترین‌ها

خوش آمدید به انجمن رمان نویسی ستارگان رمان

دوست داری هم رمان بنویسی و هم رمان بخونی ؟

اگر میخواهی از رمانی که مینویسی کسب درآمد کنی و یا کتابی ترجمه کنی که درآمد داشته باشی ، در انجمن ثبت نام کن

همین حالا در انجمن ستارگان رمان ثبت نام کن و از دنیای رمان لذت ببر

تایپ رمان

برای شروع تایپ رمان در انجمن کلیک کنید

اطلاعیه های انجمن

برای دیدن آخرین اطلاعیه ها کلیک کنید.

آموزش نویسندگی

برای دیدن اموزش نویسندگی کلیک کنید.

  • به محفل گرم و صمیمی ما خوش‌ آمدید. انجمن رمان‌نویسی ستارگان رمان تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می‌باشد .از شما نویسندگان عزیز و محترم توقع می‌رود تا از رعایت نکات شئونات اسلامی پیروی کنید. در غیر این صورت رمان شما حذف خواهد شد. لطفا با دیدن هر تخلفی ما را با دادن گزارش همیاری کنید.

تئاتر آشنایی یا تئاتر

وضعیت
موضوع بسته شده است.

پدرام

سرپرست بخش هنر و ادب
پرسنل مدیریت
سرپرست بخش
17/3/21
64
138
18
Offline
تئاتر
تئاتر يکی ازهنرهای هفتگانه است .کسانی که درباره بوجود آمدن تئاتر جستجو کرده اند ميگويند سر چشمه آن از آيين هاست . آيين به مراسم مذهبی و اجتماعی می گويند . مثل مراسم عروسی يا مراسم سينه زنی در ماه محرم در ايران و مراسم رقص های مخصوص در کشورهای ديگر انسان هميشه دوست داشته است به اتفاقاتی که خارج از اراده و ميل اوست تسلط داشته باشد و اين ويژه گی اصلی تئاتر است.
تئاتر در مقايسه با هنرهای ديگر امکانات زيادی دارد برای اينکه از هنرهای ديگر مثل نقاشی ، ادبيات ، معماری ، موسيقی و ... در آن استفاده می شود کلمه تئاتر (theater ) در اصل از کلمه تآترون (theater on) است که قسمت اول آن تيه ((thea تماشاگران و يا محله تماشا است
درزمان های قديم ، تماشاگرن در سرازيری تپه ها می نشستند و مراسم مذهبی را که با آداب وتشريفات مخصوص در پايين همان تپه يا کناره معبد که محل عبادت بوده ، تماشا می کردند.
موسيقي ، رقص ، گفتار ، صورتك ، لباس ، اجراكنندگان ، تماشگر و صحنه
در اجراي آيين آرايش توسط رنگ ، خاكستر يا جوهر كه سطح بدن را مي پوشاند براي كامل كردن صورتك و لباس بكار مي رود آنطور كه گريم در تئاتر اين كار را انجام مي دهد
بازيگران آيين بايد بسيار ماهر و با انظباط باشند مثل بازيگران تئاتر
براي اجراي آيين يكي پيشكسوتان يا سالمندان آشنا به آيين تمرين سختي را براي اداره ي اجراي خوب آيين بكار مي گيرد كه كاملا با كارگرداني تئاتر قابل مقايسه است .
با اينكه سرچشمه آييني امروز پذيرفته ترين نظريه درباره ي بوجود آمدن تئاتر است اما جستجوگراني هم اعتقاد دارند سرچشمه تئاتر داستانسرايي است . آنها مي گويند كه گوش كردن و را*ب*طه برقرار كردن با قصه ها جزو بزرگترين خصوصيات انسان است .
برخي مي گويند تئاتر از رقص و حركات ضربي و ژيمناستيك و يا تقليد حركات و صداي حيوانات آغاز شده است
 

پدرام

سرپرست بخش هنر و ادب
پرسنل مدیریت
سرپرست بخش
17/3/21
64
138
18
Offline
اما نه خصوصيت داستانسرائي انسان و نه علاقه ي او به تقليد ، هيچكدام نمي تواند او را بسوي آفريدن هنر تئاتر راهنمائي كرده باشد ، چرا كه اسطوره ها و داستانها هم در اطراف آيين ها بوجود آمده اند و تقليد از حيواناتي كه انديشه و عقل ندارند هم نمي توانسته سرچشمه تئاتر باشد چرا كه آيين ها از انديشه و اعتقادات و ميزان شناخت انسان شكل گرفته است است
تئاتر عبارت است از يك فرايند ارتباطي ميان عوامل اجرايي(بازيگران وتكنسين هاي صحنه) و تماشاگر كه در تماشاخانه و يا تئاتر صحنه رخ مي دهد.طراحي صحنه مركب از عناصر و نشانه هاييست كه در طي مدت اجراي نمايش در صحنه قرار مي گيرند.(عناصري از قبيل پروژكتور ها و پلكان، سكوها و …).البته در مبحث محيط بصري بايد بين طراحي صحنه و محوطه تئاتري كه در ادامه به طور مختصر به اين مقوله خواهيم پرداخت تفاوت قائل شد. لازم به ذكر است كهشكل و چگونگي معماري تئاتر در چگونگي شكل گيري طراحي صحنه تاثير مي گذارد.( مثلا در صحنه قاب عكسي،رديف صندلي هاي فيكس شده به زمين و چيدمانآنها ، خروجي ها و علائم و پرده هاي حاشيه و …)و اما يك فضاي تئاتري داراي چه ويژگي هايي است؟

تقسيمات فضايي:فضاي تئاتر به دو قسمت تقسيم مي شود: ۱/ مكاني براي تماشاگر كهجايگاه تماشاگرانAuditorium))ناميده مي شود و ۲/ مكاني براي شخصمورد تماشا (اجراگر) كه صحنه ناميده مي شود. جوميل زاينر (Joe Mielziner)طراح صحنه آمريكايي معتقد است. تمامي فضاهاي داخلي تئاتر ها داراي ۲محوطه لاينفك هستند. يكي جايگاه تماشاچي كه به صورت مجزا براي تماشاگرانطراحي شده و ديگري كه براي ساخت (خلق اثر)طراحي شده كه آنرا به عنوانصحنه مي شناسيم. در تعريفي ديگر مي توان فضاهاي فوق را به همراه فضاهاي كمكي شان اينگونه تقسيم بندي نمود
۱/ الف ) جايگاه تماشاگر Auditorium)) : فضايي براي حضار كه تماشاگر ان نمايش هستند.
ب ) فضاهاي كمكي تماشاچيان: Audience auxiliary space)) لابي ، گيشه بليط، سالن استراحت وسرويس بهداشتي محوطه اي كه تماشاچيان آماده ديدن نمايش مي شوند.

۲/ الف) صحنه Stage)) : فضايي براي اجراي نمايش (بازيگران) و عناصر ديداري ب) فضاهاي كمكي صحنه ((Performer’s auxiliary spaces رخت كن، پشت صحنه، اتاق نور، كارگاهها ، فضاهايي كه بازيگران و اشيائ صحنه در آن آماده مي شوند. براي جلوگيري از گسترش بحث به دو موضوع اصلي صحنه و جايگاه تماشاگران متمركز

مي شويم.
به طور كلي دو نوع فضاي تئاتري وجود دارد:
۱/ فضاهايي كه بطور خاص جهت اجراي نمايش ساخته نشده اند” فضاي تئاتري ثابت”(Permanent Theatre spaces)

۲/ فضاهايي كه مخصوص نمايش طراحي و ساخته شده اند، اما بر اساس مقتضيات

اجرا و تفكر كارگردان آماده سازي مي شوند” فضاهاي تئاتري ناپايدار” (Temporary Theater spaces)

فضاهايي از قبيل خيابانها، پاركها، فضاهاي سبز، كارخانه ها، سرباز خانه ها،تمامي مكانهاي عمومي و ساختمانهاي اختصاصي كه در اين موارد اجراگر ممكن است از يك طناب براي جداكردن صحنه از جايگاه تماشاچيان استفاده كند.تاثيرات تئاتر موقتي عبارتند از:
 

پدرام

سرپرست بخش هنر و ادب
پرسنل مدیریت
سرپرست بخش
17/3/21
64
138
18
Offline
۱/ ارتباط نزديك با مخاطبان
۲/ كنترل در فضاي تئاتري كمتر است. هر كسي كه ممكن است در رفت و آمدباشد جلب مي شود ، مردم مي ايستند و تماشا مي كنند . نوعي از فضاي تئاتر در نيمه دوم قرن بيستم در تئاترهاي آمريكا مرسوم شد. گونه اي از فضاي تئاتريثابت است كه در آن جايگاه تماشاگر و صحنه با هم آميخته مي شود وهمه فضاي تئاتر به عنوان مكان اجرا استفاده مي شود. از جمله كارگردانان كه به اين شيوه تئاتر محيطي اجرا مي كنندريچادر شكنر كارگردان شهير آمريكايي است
انواع صحنه: “فضاهاي ديداري” (Seeing Place)
۴ نوع عمده از تئاتر ثابت وجود دارد:

الف) صحنه ميداني An arena stage)) : جايگاه تماشاچيان صحنه را كاملا دايره

وار احاطه كرده است.

نمونه معاصر: استاديوم فوتبال

نمونه تاريخي: كلوزئوم شهر روم ( The Roman coliseum)

ب) صحنه نعل اسبي ( A Thrust stage ): جايگاه تماشاگر مجزا از هم از سه طرف

صحنه را احاطه كرده است.

نمونه معاصر: تئاتر گاثري ( The Guthrie theatre) ، تئاتر كوچه ( The Alley theatre)

نمونه تاريخي: تئاتر گلاپ شكسپير ( Shakespeare’s Globe theatre)

تئاتر اپيداروس ( Theatre of Epidauros)
 

پدرام

سرپرست بخش هنر و ادب
پرسنل مدیریت
سرپرست بخش
17/3/21
64
138
18
Offline
ج) صحنه يك سويه (بن بست) ( (An end stage : جايگاه تماشاچيان صحنه را فرا نگرفته، بلكه جايگاه به وسيله خطي مستقيم از صحنه جدا مي شود.
عمومي ترين فرم صحنه يك سويه ” صحنه طاق و پرده دار” است. (Proscenium Arch) كه بعدا در موردش صحبت خواهيم كرد.

نمونه تاريخي: تيتر و فارنز ( Teatro Farnese) ، اولين طاق و پرده در اروپا ساخت سال ۱۶۱۸

د) فضاي منعطف : ( A flexible space) . با عنوان جعبه سياه نيز شناخته مي شود.

(Black box) و قابليت چيدمانهاي مكرر و متنوع را براي نمايش هاي مختلف را دارد.

(Black box) را مي توان به گونه اي به كار بردكه آن را محاط ناميد به ” صحنه محاط”

كه در آن جايگاه تماشاچيان و صحنه مماس و در هم آميخته مي شود و عموما بستر مناسبي جهت اجراهاي تجربي است.در اين شكل اجرايي محوطه نشستن تركيبي است، يعني تماشاگران و بازيگران دچار تداخل و تركيب شوند.(۲۸۷)

نمونه تاريخي : نمايشهاي قرون وسطي (كتاب مقدس)

نمونه معاصر: كرديان گروتسكي (Gortouski’s Kordian)

كه در سال ۱۹۶۳ ميلادي در داخل يك بيمارستان تشكيل شد ، جايي كه تماشاگران

و بازيگران روي تخت هاي روان نشسته بودند.
 

پدرام

سرپرست بخش هنر و ادب
پرسنل مدیریت
سرپرست بخش
17/3/21
64
138
18
Offline
تاريخچه تماشاخانه ( Seeing place)
جدا از شكل ظاهري فضاي تئاتري با دو مشخصه از هم متمايز مي گردد: اندازه و فضاي دروني/بيروني

تئاتر هاي امروزي ظرفيتي بين ۱۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر تماشاچي را دارند و از تئاترهاي تاريخي كوچكتر هستند.تئاترهاي يوناني و رومي ظرفيت ده ها هزار نفر را داشتند.

حتي گلاب شكسپير ( Shakespeare’s Globe) ظرفيتي حدود ۳۰۰۰ نفر را داشت.در تئاترهاي امروزي فضاهاي داخلي بر فضاهاي خارجي ترجيح دارند.در زندگي اجتماعي نمايش ها با مناسبتهاي ويژه به هم پيوند مي خورند. در طول تاريخ براي برقراري ارتباط فراگير با مردم جشنواره هاي تئاتر تمايل به مستقر شدن در فضاي باز دارند.خلاصه كلام، سير حركت تاريخ تئاتر از فضاي باز و بزرگ به سمت تئاتر كوچكتر و داخلي بوده است.

به طور خلاصه اين سير حركت تاريخ تئاتر است وقتي به تغييرات تئاتر از يونان باستان و روم تا اروپاي مدرن مي نگريم.دست كم تا قرن نوزدهم، حركتي از ميداني يا دوسويه به يك سويه يا طاق پره دار را شاهد هستيم.
دليل اين گسترش چه بود؟ يا دليل ايجاد تماشاخانه هاي مختلف چيست؟

اين تفاوت در انواع تئاتر ها ، ناشي از تاثيرات مختلفي بود كه از روابط ميان تماشاچي با بازيگر و تماشاچي با تماشاچيبه وجود مي آمد.

تئاتر ميداني( An arena Theatre)
۱- ايجاد حس جمعي و مشترك (همبستگي)ما بين تماشاگران

۲- پس زمينه هنر پيشگان معمولا به انبوهي از مردم اشاره دارد يا انبوهي از

جمعيت هميشه در پس زمينه بازيگران وجود دارد.

۳- در ضمن بهترين شكل ارائه غير كلامي يك نمايش است.( به عبارت ديگر

نمايش ها اتفاقاتي هستند كه به جاي شنيده شدن، ديده مي شوند) مانند

مسابقات ورزشي

۴- تئاتر هاي ميداني وقتي به صورت اجراي كلامي ارائه مي شون، بايستي

نسبتا كوچك باشند. زيرا ارتباط صميمانه از ويژگي هاي مهم اين گونه صحنه هاست.
 

پدرام

سرپرست بخش هنر و ادب
پرسنل مدیریت
سرپرست بخش
17/3/21
64
138
18
Offline
تئاترسه سويه ( A thrust theater)
۱- مثل تئاتر خياباني و نيز ميداني احساس جمعي و مشترك مابين تماشاچيان

به وجود مي آورد. ( حداقل مي توانيد ديگران را در حاليكه بازيگران را تماشا مي كنند ببينيد)

۲- به دليل مواجهه بازيگران با تماشاگران ارتباط صميمي است .

(صحنه به اندازه كافي بالا باشد Up stage)

۳- بهر حال براي ارائه يك نمايش با كلام مناسب است.

( به طور مثال: در نمايش هايي كه ديالوگ در آنها نقش مهمي دارند)

۴- بعلاوه اين تئاتر مي تواند چشم انداز قابل توجهي داشته باشد “

گرافيك و زيبايي شناسي صحنه”، اگر به اندازه كافي صحنه بالا باشد

( Up stage( تغيير شكل آن هم ممكن است كار آساني نباشد)

تئاتر طاق پرده دار قاب عكسي ( A proscenium theatre)

Pro به معني قبل و skeme به معني صحنه يا چشم انداز است.

بنابر اين Proscenium theatre يعني طاقي در مقابل صحنه يا چشم انداز

۱- در ايجاد حس جمعي و مشترك كار ايي ندارد.
( يك نفر فقط مي تواند پشت سر تماشاچيان را ببيند)

۲- بازيگر هميشه مي تواند روبروي جايگاه تماشاچيان قرار بگيرد.

۳- در هر صورت براي ارائه قطعات كلامي مناسب است ( نمايشهايي

كه بر ديالوگ( گفتگو) تكيه دارند)

۴- صحنه مي تواند جزييات فراواني داشته باشد( به شدت استادانه باشد) اين يكي از بزرگترين تاثيرات تئاتر arch Proscenium است كه به آن تئاتر قاب عكسي هم گفته مي شود.( The picture stage)اين طاق گروه توليد را قادر مي سازد كه از طريق ايجاد تغييرات در صحنه ، اسباب و لوازم( پروژكتور ها، طناب ها و قرقره ها) را پنهان كنند. در نتيجه سن

متغير اين طاق مي تواند مثل يك مبدل جادويي عمل كند.صحنه طاق دار دست گروه توليد را براي نظارت بيشتر بر محيط بعدي باز مي گذارد.آنها مي توانند چيز هايي را كه مي خواهندتماشاگر ببيند در معرض ديد آنها قرار دهدو هر آنچه را كه نمي خواهد تماشاگر را ببيند را پنهان كنند. اين توان پنهان كردن وافشا كردن توسط نشانه صحنه طاق و قوس دار يعني پرده تجسم مي يابد. با شروع رنسانس تاريخ تئاتر به سمت تئاتر صحنه طاق دار سوق پيدا مي كند. چرا؟ تمايل به نشان دادن واقعيت هاي بصري با نهايت دقت باعث افزايش نظارت و كنترل بر فضاي صحنه شد. اين حركت منجر به چه شد؟

۱- چيدمان لژ قرن نوزدهمي كه يك فضاي داخلي را با نهايت دقت ارائه مي كند
۲- پرده سينما

صحنه طاق پرده دار يك نمونه سه بعدي از صحنه سينماست. يا پرده سينما

يك نوع دو بعدي از صحنه طاق پرده اي است. واكنش هنرمندان تئاتر آوانگارد اين بود:

فيلم ها در ارائه دقيق واقعيت بصري بهتر از آن چيزي هستند كه تئاتر مي تواند داشته باشد،

بنابراين تئاتر براي چيست؟ به چه دردي مي خورد؟ اين تفكر باعث خروج از صحنه

طاق پرده دار گرديد

مشخص است كه اين حركت براي ايجاد حس همبستگي و جمعي مناسب است وبازگشتي به فرم هاي قديمي تر تئاتر خياباني و صحنه دوسويه است.كارگردانهاي Avantgordبه شكستن و خروج از صحنه طاق پرده دار دست زدند و به

فرم هاي قديمي برگشتند.

صحنه محيطي ( Environmental stage)
۱- حسي مشترك ما بين تماشاچيان و بازيگران به وجود مي آيد كه خيلي خودماني و يا نزديك است.

۲- پس زمينه بازيگران هميشه در حال تغيير و تحول به قسمت هاي ديگري از جمعيت است.

۳- داراي جزييات نيست و سن قابل حركت دارد.

نمايش و حالا بهشت ( paradise now) از گروه معروف living theatre نمونه اي

از صحنه محيطي و اجراي محيطي مي باشد.

مفاهيم و واژه هاي تئاتري:


براي اينكه هنرجويان ارجمند بتوانند با مفاهيم مقدماتي تئاتر آشنا شوند در حد همان مقدماتي بعضي از واژه ها و مفاهيم اصلي مورد نياز را براي آنان با زبان ساده بازگو مي نمايم.
1- سن:محلي است كه در آن نمايش از روي متن نمايشي تمرين و در نهايت اجرا مي شود و اغلب بصورت سكوئي بالاتر از سصح ديد تماشاچي و در برخي اوقات در ميان آنها ساخته ميگردد.
2- پرده: هر نمايش به قسمتهائي تقسيم مي شود اگر هر قسمت با باز و بسته شدن پرده اعلام شود به هر قسمت يك پرده گويند.يك نمايشنامه مي تواند يك پرده يا بيشتر باشد.
3- صحنه: قسمتي از نمايش را كه از پرده كوچكتر است و با روشن و خاموش شدن نور اعلام مي شود صحنه گويند.

4- آوانسن: بخش جلويي هر صحنه را كه اغلب بصورت نيم دايره طراحي و ساخته مي شود را گويند.آوانسن مهم ترين قسمت يك صحنه است و هر چند در برخي مواقع با تمهيدات تئاتري مي توانيم بخش انتهائي صحنه را مهم نمايش دهيم مثلا با نورپردازي موضهي انتهاي صحنه كه اهميت آنرا نشان مي دهد اما حقيقتا مهم ترين بخش صحنه بدليل نزديكي با تماشاچي همان آوانسن است.
5- نويسنده: كسي است كه بدلايل شخصي يا غير شخصي متني را براي اجرا يا ثبت در تاريخ مي نويسد.اين متن مي تواند در قالب داستان كوتاه، رمان يا داستان بلند و نمايشنامه كه از جمله متون اصلي ادبي هستند بگنجد.
6- كارگردان: وي كسي است كه مسئوليت اساسي اجراي يك نمايش را از تدارك مراحل آغازين تا اتمام اجرارا برعهده دارد و مسئول مطالعه متن، انتخاب بازيگران،تقسيم نقش هاو…تامراحل ديگر نظير طراحي جزئيات حركات بازيگران و…مي باشد.
 

پدرام

سرپرست بخش هنر و ادب
پرسنل مدیریت
سرپرست بخش
17/3/21
64
138
18
Offline
7- بازيگر: كسي است كه مسئول اجراي حركات و … محوله توسط كارگردان به منظور ايفاي يك نقش هنري است.
8- ميزانسن: به مجموعه حركاتي كه يك بازيگر به طراحي و دستور كارگردان در صحنه اجرا مي نمايد مي گويند.
9- ديالوگ: كليه ي گفتگوهاي دو يا چند نفره بازيگران در نمايش كه معمولا با احساسات گوناگون همراه است ديالوگ مي گويند.ديالوگ بيشتر بصورت برون گرا ادا مي شود.
10- مونولوگ: مجموعه گفتگوها و زمزمه هائي كه يك بازيگر با خود دارد و بصورت درون گرا ادا ميگردد مونولوگ گويند.
11- ميميك چهره: به حركات ريز چهره ي بازيگر اطلاق مي گردد.
12- دكور: هر آنچه كه در يك نمايش بعنوان ابزار صحنه در معرض ديد تماشاچي قرار مي گيرد دكور است و براي آن دو مسئوليت مهم طراحي دكور و ساخت و اجراي آن متصور است كه دو وظيفه و سمت طراح دكور و سازنده دكور عناوين آن مي باشند.فردي كه كار دكور انجام ميدهد دكوراتور نام دارد.
7- بازيگر: كسي است كه مسئول اجراي حركات و … محوله توسط كارگردان به منظور ايفاي يك نقش هنري است.
8- ميزانسن: به مجموعه حركاتي كه يك بازيگر به طراحي و دستور كارگردان در صحنه اجرا مي نمايد مي گويند.
9- ديالوگ: كليه ي گفتگوهاي دو يا چند نفره بازيگران در نمايش كه معمولا با احساسات گوناگون همراه است ديالوگ مي گويند.ديالوگ بيشتر بصورت برون گرا ادا مي شود.
10- مونولوگ: مجموعه گفتگوها و زمزمه هائي كه يك بازيگر با خود دارد و بصورت درون گرا ادا ميگردد مونولوگ گويند.
11- ميميك چهره: به حركات ريز چهره ي بازيگر اطلاق مي گردد.
12- دكور: هر آنچه كه در يك نمايش بعنوان ابزار صحنه در معرض ديد تماشاچي قرار مي گيرد دكور است و براي آن دو مسئوليت مهم طراحي دكور و ساخت و اجراي آن متصور است كه دو وظيفه و سمت طراح دكور و سازنده دكور عناوين آن مي باشند.فردي كه كار دكور انجام ميدهد دكوراتور نام دارد.
 

پدرام

سرپرست بخش هنر و ادب
پرسنل مدیریت
سرپرست بخش
17/3/21
64
138
18
Offline
نمايش:
نمايش در زبان فارسي ترجمه ي تئاتر است و آن هنري است كه از چند هنر ديگر تركيب يافته است. در نمايش بازيگران خود را به جاي قهرمان ان و اشخاص داستان مي گذارندو وقايعي را كه بر سر قهرمان ان آمده است با حركات و اعمال و گفتار خود يك به يك در روي صحنه مجسم مي كنند. در نمايش از ادبيات، موسيقي، نقاشي و حتي حجاري و معماري و برخي هنرهاي ديگر استفاده مي شودبنابراين آن را كامل ترين هنرها مي نامند.
نمايش در سراسر گيتي به اشكال مختلف متداول است و در بعضي از كشورها سابقه ي آن به زمانهاي بسيار دور تعلق دارد.در ايران نيز نمايش از زمانهاي قديم متداول بوده است، نمايش حاجي فيروزنوروزي بازي و...از قديم در عيد نوروز برگزار مي شده است. نمايشهاي سوگواري، نقالي، تئاتر روحوضي، تعزيه و شبيه خواني از ديگر اشكال نمايشي در گذشته بوده است.
اصل و منشا’ نمايشي را كه اكنون در سرتاسر جهان رواج دارد به كشور يونان نسبت مي دهند(هرچند كه پيش از آن نيز نمونه هائي موجود بوده است) يونانيان قديم خدايان متعددي داشتندو آنها را پرستش مي كردندو در اوقات خاصي براي بزرگداشت يا پرستش آنها جشن هائي ترتيب مي دادند. در اين جشن ها نمايشهائي نيز برگزار مي شد.محل نمايش اغلب دامنه ي تپه اي بود كه ميان آن فرو رفتگي داشت. سينه ي تپه را پله پله مي كردندتا تماشاگران بر آنها بنشينندو در پايين، زمين مسطحي را به بازيگرا ن وگروه خوانندگان اختصاص مي دادند. جمعيتي كه براي نمايش در محل گرد مي آمدند گاهي از بيست هزار نفرهم تجاوز مي كرد.
نمايش در قرن پنجم پيش از ميلاد به اوج عظمت و اعتلاي خود رسيدو نمايشنامه نويسان بزرگي در اين قرن ظهور كردند
آشيل، سوفوكل و اوريپيد بعنوان مبدعان نمايشنامه نويسي نوين گوهري را در تاريخ بشريت نهادينه كردند كه امروزه با وجود پيدايش سينما و فيلم و نفوذ بي سابقه ي آن در همه ي كشورهاي جهان، نمايش اهميت و اعتبار خود را از دست نداده است و امروزه از جهت پرورش قواي ذهني كودكان و نوجوانان ارزش جديدي از نظر تربيتي پيدا كرده است.
تاريخچه:
بايد اعتراف كرد بدليل نبود امكانات چاپ و نگهداري اسناد در دوران قديم مدرك معتبر و مستندي از آن دوران كهن در هيچ زمينه ي هنري باقي نمانده است (براي كسب اطلاعات بيشتر به كتب تاريخ عمومي هنر موجود كه بسيار زياد هم هستند مراجعه فرمائيد) اما برخي منابع معتبر تاريخي به ما مي گويدكه در سال 1879 ميلادي فردي اسپانيائي در غارهاي آلتامير واقع در آمريكاي جنوبي قديمي ترين آثار هنري جهان را در قالب نقاشي مربوط به 10 تا 15 هزار سال قبل يافته است.نقاشي گرانبهائي كه انسان اوليه به منظور سحر و جادو براي موفقيت در شكار خود يا ثبت و جاودانه كردن آن موفقيت با كمك خاك رس، دوده ي آتش و كمي پيه ي شكار بر ديواري ترسيم نموده است.
وقتي انسان اوليه حيوانات را اهلي كرد انقلاب واپسين سنگي را بوجود آورد و به عصر ديرينه سنگي پايان داد. سنگها را در نهايت دقت و ظرافت استفاده و ابزاركاررا ساخت. كار روي فلزات، كوزه گري، بافندگي و ريسندگي و حتي كارهاي اوليه ي ساختماني را با خاك، گل و آجر تجربه كردو…
 

پدرام

سرپرست بخش هنر و ادب
پرسنل مدیریت
سرپرست بخش
17/3/21
64
138
18
Offline
مجسمه هاي يافته شده از آن دوران سرهائي متعلق به 6يا 7 هزار سال قبل از ميلادو اسكلت هاي واقعي انسان هستند كه با موادي پوشيده شده اند تا شكل انساني بگيرند.اين روش تاپايان دوره ي امپراتوري روم ادامه داشت.علت هم اين بود كه انسان مي خواست با اينكار در راه جاودانگي خود گام بردارد چون آنها معتقد به وجود روح بودندو محل آنرا هم در سر مي دانستند! لذا سعي در نگهداري سرهاي دوستان و دشمنان دركنارخود همواره مزيد علت براي ساخت مجسمه هاي آن دوران بوده است!!
احترام و عبادت هم يكي از خصوصيات مذهبي مردم ابتدائي است كه با ساخت مجسمه بزرگان كم كم شكل بت به خود گرفت و عبادت شد.
آنچه از تمدن هاي افريقائي بر جامانده است مجسمه هائي با سرهاي بزرگ و بدنهاي كوچك مي باشد چرا كه آنها سر را جايگاه روح مي دانسته اند. رقص هاي با ماسكي هم كه از اين تمدن باقي مانده است نمونه هاي مفيدي از نمايش تسخير روح بشمار ميروند! چيزي كه تاريخ غرب با كتمان آن نقش عمده اي براي تغيير منشا’ تئاتر انجام داده است! تصور نگارنده براين است كه حتي دردوران ديرينه سنگي وقتي انسان اوليه بعد از تشكيل خانواده وظايف را براساس جنسيت تقسيم كرد، مرد را به شكارو حفظ خانواده گماشت و زن را مسئول پخت و پز و نگهداري كودكان ساخت (از همين نقطه است كه تعريف كلمه ي مرد نشات گرفته "مرد يعني كسيكه مي ميرد!") هم واژه نمايش بوده است!! …شكارچي كه از شكار باز مي گشت با ساير اعضاي خانواده دور آتش مي نشست! تصور كنيد كه او از جنگ هايش مي گويد، از نبردهايش مي گويد حتي ممكن است خود برخيزد و نمايش كوتاهي از شكار را بتنهائي بازي نمايدو يا حتي از يك عصر حجري ديگرهم بخواهد كه نقش شكار را بازي كندو او با نيزه اي ازجنس سنگ وي را شكار كند. اين چيزي جز تعريف نمايش نيست.چيزي جز تاريخ فراموش شده ي نمايش نيست!چيزي كه تاريخ نويسان با تمام خوبيهايشان در حق بشريت به فراموشي سپرده اند واينك نمايش را به يونان نسبت مي دهند! ما در اين نمايش عناصر مورد لزوم و اصلي نمايش يعني داستان، فرم، تماشاچي، بازيگر، صحنه، كارگردان و...بخصوص ارتباط بین نمایش و تماشاچی را داريم!
مثال بسیار واضح دیگری می آورم:
زمانی که حضرت هابیل به دست قابیل کشته شد خداوند به دو کلاغ فرمان اجرای نمایشی را داد.فارغ از اهداف ذات اقدس الهی باید اذعان کرد در آن موقع اجزای مورد نیاز نمایش مثل بازیگر- تماشاچی- صحنه و متن نمایشی به همراه ارتباط بین آنها و رسیدن یه یک وحدت برای بیان مقصود رعایت و از این منظر خداوند برترین و شناخته شده ترین و اولین کارگردان مطلق عالم است.
 

پدرام

سرپرست بخش هنر و ادب
پرسنل مدیریت
سرپرست بخش
17/3/21
64
138
18
Offline
نمايشنامه:
نمايشنامه متني است كه نمايش از روي آن خوانده، تمرين و اجرا مي شود و آن يكي از انواع متون ادبي است كه براي نمايش تنظيم مي شود. در آغاز نمايشنامه بعد از آوردن نام آن اشخاص نمايش يا شخصيت هاي نمايشنامه نام برده مي شوندوسپس شرح مختصري از محيط داستان، سن وسال و قد و چهره ي اشخاص داده شده و بعد گفتگوي اشخاص آورده مي شود. كارها و حركات بازيگران داخل كروشه() و اگر حجم زيادي داشته باشد با حروف ريزتر چاپ مي گردد. نمايش اغلب به چند قسمت تقسيم مي شود و هر قسمت با پايين آمدن يا كشيدن پرده اي خاتمه مي يابدو قسمت بعدي با بالا يا كناررفتن پرده شروع مي شود، از اين رو هر قسمت از نمايش را " پرده " گويند.
چگونگي آرايش هر پرده هم در ابتداي هر پرده مي آيد.
هر پرده هم ممكن است به قسمت هاي كوچكتري تقسيم شود كه با روشن و خاموش شدن نور اعلام گردد كه به هر قسمت يك " صحنه "گويند.
انواع نمايشنامه:
1- نمايشنامه كمدي: به نمايشنامه هائي اطلاق ميگردد كه موضوع داستان آن خنده آور، شاد و نشاط آور باشد
2- نمايشنامه درام:اگر موضوع داستان نمايشنامه چنان باشد كه در آن اشخاص بازي تصاوير واقعي از زندگي را نشان دهند نمايشنامه درام خواهد بود.
3- نمايشنامه ملودرام:ممكن است درام مايه اي از كمدي نيز داشته باشد كه در اينصورت به آن نمايشنامه ملودرام گويندكه گاهي اين مسئله بصورت پايان خوش نمايش نمود مي يابد.
4- نمايشنامه تراژدي:اگر نمايشنامه وقايع فوق العاده مصيبت بار و غم انگيز نظير مرگ پدر، برادر،فرزند و …را نمايش دهد در زمره ي نمايشنامه هاي تراژيك يا تراژدي مي گنجد.
5- نمايشنامه طنز:گاهي نمايشنامه هاي كمدي حاوي پيام نيز مي باشندكه ممكن است تلخ و گزنده يا حتي سياه نما هم باشند، اين نمايشنامه ها طنز هستند.
6- نمايشنامه هجو:چنانچه نمايشنامه در بيان حالات كمدي يا طنز دردام مسخره كردن افراد يا موضوعات بيافتد نمايشنامه در زمره ي نمايشنامه هاي هجو شناخته مي شود.
7- نمايشنامه لغو:نمايشنامه هاي طنز يا هجوي كه بصورت بي بند وبار مسائل خانوادگي و غیر اخلاقی را مطرح نمايند در اين دسته مي گنجند
 

پدرام

سرپرست بخش هنر و ادب
پرسنل مدیریت
سرپرست بخش
17/3/21
64
138
18
Offline
اجزاء اصلي نمايش:
هنر نمايش دو جز اصلي دارد.
1- داستان(محتوي):داستان يا قصه يا محتوي همان حرفي است كه نويسنده قصد دارد آنرا القا نمايد.در حقيقت همان پيام نمايش است و بر دو نوع است:
الف:محتواي اصلي يا اورژينال كه از تخيل خود نويسنده بر اساس واقعيت يا حتي غير آن نشات مي گيرد، نظير روح داستاني حاكم بر بينوايان ويكتور هوگوكه براي اولين بار و توسط او مطرح شد.
ب:اقتباسي كه همان شكل برگرفته شده از يك كار هنري انجام شده است. براي فهم مطلب تصور كنيد هنرمندي از روي داستان ويكتور هوگو يك فيلم سينمائي بسازد
2- ساختار دراماتيك(فرم):ساختار دراماتيك اساسي ترين عنصر در هر اثر هنري است و به اين صورت تعريف مي شود: ارائه اثر به بهترين وجه بگونه اي كه بيشترين اثر را بر تماشاچي بگذارد.
رمز آن هم چيزي جز كسب دانش مربوط به ساختار دراماتيك نيست!بخش عمده اي از آن در حيطه ي علم مي گنجد كه بايد در دانشكده هاي هنرهاي دراماتيك كسب كرد يعني زبان نمايش و راههاي استفاده از تكنيك هاي تئاتري اما بخش ديگر آن به شناخت، شعوروآگاهي خالق اثر بستگي دارد كه در قالب علمي نمي گنجد و بيشتر بعد هنري مد نظر است كه بايستي با مطالعه مداوم در ارتقا اين بينش كوشيدو قابل كسب در هر دانشكده اي نيست.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا