جدیدترین‌ها

خوش آمدید به انجمن رمان نویسی ستارگان رمان

دوست داری هم رمان بنویسی و هم رمان بخونی ؟

اگر میخواهی از رمانی که مینویسی کسب درآمد کنی و یا کتابی ترجمه کنی که درآمد داشته باشی ، در انجمن ثبت نام کن

همین حالا در انجمن ستارگان رمان ثبت نام کن و از دنیای رمان لذت ببر

تایپ رمان

برای شروع تایپ رمان در انجمن کلیک کنید

اطلاعیه های انجمن

برای دیدن آخرین اطلاعیه ها کلیک کنید.

آموزش نویسندگی

برای دیدن اموزش نویسندگی کلیک کنید.

  • به محفل گرم و صمیمی ما خوش‌ آمدید. انجمن رمان‌نویسی ستارگان رمان تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می‌باشد .از شما نویسندگان عزیز و محترم توقع می‌رود تا از رعایت نکات شئونات اسلامی پیروی کنید. در غیر این صورت رمان شما حذف خواهد شد. لطفا با دیدن هر تخلفی ما را با دادن گزارش همیاری کنید.

📜دلنوشته دل‌نوشته‌ی تمنای شب | Qazaleh کاربرانجمن ستارگان رمان

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
« بسمه الله الرحمن الرحیم »

نام دل‌نوشته: تمنای شب
ژانر: تراژدی، عاشقانه
نام دل‌نویس: سیده فاطمه طباطبایی



خلاصه:
در غوغای بی هیاهوی دلم،
تاریکی، حرف هایی نانوشته ای برای گفتن دارد ! دلم می خواهد .
شمعی روشن کنم تا گرمایش را،
با همه وجودم احساس کنم .
لعنت به این تاریکی ... لعنت به تمنّای شب ...
لعنت.
 
آخرین ویرایش:

Hannaneh

مدیر ارشد + مدیر تالار ادبیات
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
مدیر تالار
منتقد انجمن
نویسنده برتر
مترجم
ویراستارانجمن
2/12/20
81
371
53
21
Esf
_به نام خداوند قلم_
درود

1.دل نوشته های قرار داده شده در انجمن_باید_متعلق به خود شما باشند.
این مورد بررسی خواهد شد و در صورت رعایت نشدن این بند؛ تاپیک شما به بخش کافه عشاق منتقل خواهد شد.

2.لطفا از نوشتن هرگونه نوشته ای که خطر فلترینگ سایت را تهدید کند بپرهیزید.

3.از اسم های خلاقانه استفاده کنید و نام تایپک را کامل و درست وارد کنید.
برای مثال:
دلنوشته غم‌های زندگی | Narvan کاربر انجمن ستارگان رمان (درست)
دلنوشته های من *Narvan کاربر انجمن ستارگان رمان(نادرست)

4.در پست اول: نام مجموعه دلنوشته، نام نویسنده، ژانر و را قرار دهید.
*در صورت رعایت نشدن این بند ، درخواست جلد شما رد می‌شود!

5.هر پست بیشتر از ۳ خط باشد!

6.نویسنده ها می‌توانند پس از 10 پست درخواست تگ و پس از 12 پست درخواست جلد نمایند.

7.پس از به اتمام رسیدن دل نوشته ی خود در تاپیک زیر اعلام کنید.(حداقل پس از 15 پست)



8. دلنوشته هایی که تک خطی هستند، هرچند نوشته با یکدیگر در یک فایل و برای دانلود روی صفحه اصلی سایت قرار می‌گیرند.

9.درصورت عدم حضور نویسنده،یا ادامه ندادن، دل نوشته به ساب بایگانی منتقل خواهد شد.

10.به هیچ عنوان، تاپیک دل نوشته ی خود را حذف نکنید! تمامی تاپیک های حذف شده بازگردانی شده و به بخش بایگانی ادبیات منتقل خواهند شد. درصورتی که تمایل به ادامه ی دل نوشته ی خود ،به هر دلیلی، ندارید؛ در تاپیک زیر لینک تاپیک دلنوشته‌ی خود را فرستاده و درخواست انتقال به بایگانی دهید.

درخواست انتقال آثار ادبی به بایگانی

سپاس از همراهی شما...

|کادر مدیریت ادبیات انجمن کافه نویسندگان|

 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
شعرهایم، نوشته هایم، خاطراتم
همه در دور دست ها، مثل پرندگان در پروازند.
آری خسته ام! امّا به نرمی، لبخند بر لبانم جاری می شود.
در تُن چشمانی برای خواب.
در روح تمنّایی برای پرستیدن.
چشمانت را نبند!
صندوقچه ی عافیت من؛ گویی به تمنّای چشمان توست
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
دست های تو؛
درختان سرخ و زرد را به تصویر می‌کشد.
رفتی و شکستی دلِ رنجیده‌ی ما را .
رفتی و گذشتی ز اوج تمنا؛
بی هیچ نشانه‌ای.
بی تو ام! با تو بودن را تمنّا کردم.
نبودت را هزاران بار مرور کردم.
ساعت به ساعت، سال به سال،
بی تو؛ گریه هایم را یک عمر نگاه کردم .
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
همیشه از قصّه های هزار و یک شب یاد می کنند؛
قصّه‌های دل خسته،
غم‌های خفته در خاک،
برگ های شکسته در دستان سرد،
صورت‌های گریان امّا خندان.
ای بهترین آرزو؛ تو را از خدا درخواست کردم.
من!
دلباخته‌ای عصیان.
آشوب گری از جنس تمنّا،
تو عاشق باش؛ من مع*شوق .
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
با لباسی زیبا، لبخندی دل نشین،
خاطرات تو را به دست، برف های زمانه می‌سپارم.
غافل از همه چیز و همه‌ک**س!
لذّّت شادی هایمان را به چشمانت گره می‌زنم.
اجازه می دهم گیسوانم؛ به دست بادهای زمستانی رهسپار شوند.
با دست هایم صورت نرم و بارانی ات را نوازش می کنم تا شاید؛
خودم غرق ساعت‌های زمانه شوم.
ساعت‌های زمانه بی‌زمانه،
رهسپار اما افتاده و
گم گشته اما ویران.
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
زمانه مرا در خیالاتم غرق می‌کند!
دنیا مرا ویران می‌کند.
چشم‌هایم مرا عصیان و زبانم حیرانم می‌کند.
گذشتی؛ چه ساده!
برای همین است که می‌گویم:
«قلبم تمنای وجود تو را پریشان می‌کند»
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
خاطرات چه شنیدنی هستند!
گویی می‌توانند همانند، سیاه و سفید باشند.
خاطراتم را به دست آب سپردم تا شاید،
شعله‌ی آتش وجودم کم رنگ‌تر شود.
گریه‌های من در وجود تو زیستن را آموخته،
اما مرگ را خیر!
تو را به دست خداوند می‌سپارم؛ تا شاید
معجزه ای رخ دهد،
حال درک می کنم که تو، از اول همان مسافری بودی که در خاطرات گذشته ام غرق شدی.
همان مسافر بازمانده؛ با خاطراتی از خلوص تمنا.
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
قبل تو این چنین نبودم!
عاشق‌ترین نبودم !
اصلاً نمی‌دانم که بودم،
اما می‌دانم که اسیر بودم.
با من چه کرده‌ای که جانم به لبم رسیده،
دیوانه شده ام ،دیوانه ای همچو زندانی در قفس هایی ننگین.
می‌دانم که این چنین نبودم،
تاریک و پر تمنا نبودم.
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
زندگی مرا به سوی تقدیر سوق می‌دهد.
تقدیر را چه معنا می‌کنند؟
موی سپید مادر یا دستان پیله بسته‌ی پدر را!
تقدیر را ساختن نمی‌خواهد،
قضاوت هم نمی‌خواهد،
صبر می‌خواهد.
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
جلوی آینه که می‌روم. تنهایی‌ام را در دو قسمت جست وجو می‌کنم!
هرچه در آن است منم، و هر چه در من است در درون توست.
در آینه جز من نیست...
تاریکی چه زیباست!
زمانی که باور کنی قصّّه‌های شبانه‌ی آینه را،
قصه‌های خاک خورده‌ی این میزهای پوسیده را و
قصه‌های محو شده خانه‌ی بچگی‌ات را.
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
باید به فکر تنهایی خود باشم!
دستش را بگیرم و از خانه بیرون برویم....
چگونه دم از تنهایی زنم!
وقتی که لحظه لحظه‌ی عمرم آکنده از عطر خیالات توست؟!
من تنها نیستم!
این تنهایی من است که تنهاست!
این داستان تمنای تنهایی من است.
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید.
دیواری که بوی ناامیدی و پنجره هایش،
حسرت را به نمایش می‌گذارند!
نه برای این که دیگران را ز خود دور کنم.
بلکه نظاره گر باشی؛ چه کسی برای نجاتت!
دیوار را آوار می‌کند.
آیا می‌کند؟
اگر نمی‌دانی، من هم نمی‌دانم.
دانسته‌های من غرق در دانسته‌هایم شده و
تمنّاّی وجودم را چو ستایش دست‌هایم نوازش می‌کند.
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
سیاه، مثل شب تار که دیوانه‌ام می‌کند!
خشم درونم را نوازش می‌کند.
اشک هایم را آرام می‌کند و آشوب قلبم را خاموش.
دلم جز این تمنّاّ هیچ از تو نمی‌خواهد!
هیچ....
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
من عاشق بودم امّّا؛
خودم نمی‌دانستم!
غرق در لحظات خود بودم،
گویی انتظارش را داشتم که نمی‌دانستم.
چه قدر عجیب است این حس و حال من؟
شاید هم؛ گمشده بودم!
اسیر جاده بودم،
شاید هم نامرد نانوشته بودم و نمی‌دانستم.
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
قلبم هر ثانیه، تو را تمنّّا می‌کند.
با فروغ اخلاص تو دیروز و امروز می‌کند.
آن شب،
زیر باران ز حال و هوای تو جانم را گلوله باران می‌کند.
بارها و بارها در پشت اشک هایم می‌خندیدم بی صدا.
همانند سنگ؛
خود را خفقان و صعب العبور می‌کنم.
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
در زمانی زندگی می‌کنم که حرفی برای گفتن ندارد!
سیاه است و بیهوده.
افکار پوچ و بی هدف،
سخنانی که بی اجازه ورد زبان می‌شوند.
آری زبان!
اما نه زبان حرف‌ها بلکه؛
زبان دل که گویی تقلا می‌کند،
تا شاید امیدی برای زنده نگه داشتن خود داشته باشد.
زبان چشم، که همانند برف پاک و بی گناه است،
تنها امیدش برگشت و دیدن لبخند او غرق در شادی‌اش می‌کند.
زبان قلب،
که با تپیدن معلوم می‌کند.
مدت هاست که در تمنای گریزان از آشنا و غریبه‌هاست.
این است زندگی آدمیان در جهان خلقت.
 

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
داستان زندگی من،
همانند داستان آدم برفی‌های قصّّه‌هاست!
چه خوب است قصّّه‌های شبانه که مرا یادآور گذشته‌ام می‌کند.
تا به حال فکر کرده‌ای که گذشته چه معنایی برایت دارد؟
تا به حال فکر کرده‌ای که گذشته زندگی قبلت را ساخته و آینده‌ی تورا از خلسه‌ی تاریکی نجات می‌دهد؟
خلسه‌ی تاریکی،
همان تمنای گذشته‌ی توست که می‌خواهد بداند.
آیا فکر کرده‌ای یا خیر؟
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Bhrw

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
این ساعت‌ها، این ثانیه‌ها، این روزها،
احساس می‌کنم که وجودم با قهوه‌ای تلخ هیچ فرقی ندارد!
تلخ فکر می کنم و
تلخ مداد به دست می‌گیرم.
تلخ می نویسم،
تلخ می‌خوانم.
دیگر می‌خواهم دست بردارم از توجه های بی دلیل.
به حضور آدم‌ها، که آغو*ش خیالی شان مرا آزرده خاطر می‌کند.
می‌خواهم بو*سه‌ای زنم،
بر روی پیشانی تاریکی‌ام؛
که تمنای شب های این سال هایم را یادآوری می‌کند.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Bhrw

Qazaleh

مدیر تالار فیلم و سریال + ناظر آزمایشی رمان
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
ناظر آزمایشی
کپیست آزمایشی
چه خیره کننده است،
این آسمان شب که ماه‌اش درخشان است.
چشم‌هایم را می‌بندم،
می‌اندیشم، دلتنگ می‌شوم و زمزمه‌وار می‌گویم:
در این آرامش بی صدای شب،
چه بسیاراند دل‌هایی که پر از اضطراب‌اند،
پر از خاطرات اند.
خاطرات شیشه‌ای،
که همیشه یادآور می‌شوند، که یک نفر کنارم بود.
چه خیره کننده است این شب!
که تمام روز را برایش بی‌قرارم.
حقیقتی تلخ که آدم ها برای انکار کردنش خود را غرق در تمنّّای غفلت کرده‌اند،
تمنّّایی از جنس؛ خواب امّاّ بیدار...
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Bhrw
shape1
shape2
shape3
shape4
shape7
shape8
بالا